مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
285
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
جمله و يا سورهاى به قرآن كريم . عدم وقوع اين نوع تحريف ، مورد اتفاق و اجماع تمام فرقههاى اسلامى بوده و از مسائل قطعى است ، چون نظم و اعجاز قرآن كريم به اندازهاى است كه اگر كلمهاى از خارج به آن اضافه شود ، به سهولت و روشنى شناخته مىشود و افزون برآن ، تحريف به زيادت ، با تحدى قرآن كريم منافات دارد ، كه فرمود : وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ؛ و اگر درباره آنچه بر بنده خويش فروفرستاديم در شك و ترديد هستيد سورهاى مانند آن بياوريد و اگر راستگو هستيد به جز خدا گواهان خود را بخوانيد » . « 1 » سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 3 ، ص ( 157 - 156 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص ( 344 - 343 ) . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 403 . تحريف به نقصان تحريف لفظى ناشى از حذف بعضى از الفاظ قرآن تحريف به نقصان ، از اقسام تحريف لفظى و مقابل تحريف به زيادت بوده و به اين معنا است كه آنچه امروز در قرآن وجود دارد ، كمتر از آن چيزى است كه بر قلب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل شده است ؛ يعنى بعضى از آيات و يا سورهها از بين رفته و ضبط نشده است . تحريفى كه ميان علما مورد بحث مىباشد ، همين نوع از تحريف است . اولين كسى كه معتقد به اين نوع از تحريف شد « بخارى » بود كه در « صحيح » خود ادعا كرد « عمر » مىگويد : آيهاى در قرآن كريم بوده است مبنى بر اينكه پيرمرد و پيرزن زانى را بايد سنگسار نمود . و به دنبال بخارى ، « مسلم » هم در « صحيح » خود روايتى از عايشه نقل مىكند كه آيهاى در قرآن وجود داشت كه بيان مىكرد : اگر طفلى ده بار از دايهاى شير بخورد ، رضاع شرعى حاصل مىشود و بعد آيهاى ديگر آمد كه اگر پنج نوبت شير دهيد كافى است . اما اين ناسخ و منسوخ در قرآن فعلى وجود ندارد . نظر مشهور علماى اهل تسنن و شيعه آن است كه چنين تحريفى وجود ندارد . سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 3 ، ص ( 157 - 156 ) . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 403 . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص ( 38 - 35 ) . موسوى بجنوردى ، محمد ، مقالات اصولى ، ص ( 15 - 13 ) . تحريف كتاب كم يا زياد شدن قرآن كريم تحريف ، در لغت به معناى تغير يا تغيير چيزى از محل آن مىباشد ، چنانكه در آيه آمده است : مِنَ الَّذِينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ . . . ؛ « از جهودان كسانىاند كه سخنان خدا را از جاهايش تغيير مىدهند » « 1 * » تحريف كتاب ، در اصطلاح ، به همان معناى لغوى است ؛ يعنى قرآن كريم دستخوش تغيير و كم و زياد شدن قرار گيرد . براى اينكه روشن شود آيا در قرآن تحريف واقع شده يا نه ، ذكر مقدمهاى لازم است . تحريف بر دو قسم است : أ ) تحريف لفظى ؛ ب ) تحريف معنوى . تحريف لفظى نيز بر سه قسم است : 1 . تحريف به زيادت ؛ 2 . تحريف به نقصان ؛ 3 . تحريف به تبديل و تغيير . تحريف معنوى نيز بر دو قسم است : 1 . تحريف به معناى تغيير در معنا ؛ 2 . تحريف به معناى تطبيق دادن آيه به غير مورد نزول آن . تحريف لفظى به زيادت و يا نقصان هم خود اقسامى دارد : تحريف به زيادت يا نقصان يك حرف ، يك كلمه ، يك جمله ، يك آيه و يا يك سوره . تحريف لفظى به تغيير و تبديل هم داراى دو قسم است : 1 . تحريف به تغيير يك حركت و اعراب ؛ 2 . تحريف به تغيير حرف يا حروف . در اينكه كدام يك از اقسام تحريف ، در قرآن واقع شده است ، اختلاف وجود دارد : اينكه تحريف معنوى ( به هر دو قسمش ) واقع شده است ، مورد اتفاق مىباشد . در عدم تحريف لفظى به زيادت نيز اجماع وجود دارد و كسى معتقد به آن نشده است ، چون قرآن در حدّى از اعجاز است كه اگر چيزى به آن اضافه شود حتما معلوم مىشود و اين مسئله با تحدى قرآن نيز ناسازگار است . اما نسبت به تحريف از طريق تغيير در حركت و اعراب قرآن ، در صورت قائل شدن به اينكه تمام قرائتهاى هفتگانه از طرف حق تعالى رسيده است ، بايد گفت : آن نيز واقع نشده است ؛ اما اگر كسى به صحت يك قرائت از سوى نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله اعتقاد داشته باشد ، بقيه قرائتها تحريف در قرآن محسوب شده و بايد از آنها پرهيز شود . تنها موردى كه باقى مىماند ، تحريف به نقصان يا به تغيير حرف يا كلمه است كه آن همان تحريفى است كه ميان اصولىها و مفسران ، از آن بحث شده و مورد نفى و اثبات قرار گرفته است . مشهور و معروف بين فريقين ( شيعه و سنى ) عدم وقوع مطلق تحريف در قرآن است ، ولى عده كمى از اهل سنت و شيعه ، همچون اخبارىها ، به تحريف معتقد شدهاند ، كه به عقيده آنها اعتنايى نمىشود . مرحوم « شيخ صدوق » در اينباره نوشته است : اعتقاد ما
--> ( 1 ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 23 . ( 1 * ) . نساء ( 4 ) ، آيه 45 .